
برای محمد آقازاده میکشندت گوشۀ پيادهرو. چند دقيقه بايد بگذرد از سياه... از ترس... از خيسی جيبهايت... از شبهای تار... سياه... به سردی ِ خیابانهای سرگردانِ بدونِ درخت... از مردانِ سیاهپوش ِ در سایه... از گفتوگو... از روزنامه که عکست را چاپ میکند میان میوههای ممنوعه... از مثلثهای شاید شبیه... شبیه سرکش... شبیه شکل اول شین، شلاق... که ترس ... شبیهِ شبیهِ... مثال بلد نیستم بزنم، شبيه همان غم، گريه... غمگريه...چشمان کسي را بياورند از تماشا... تلخ... از صدای مادر محزون که لابد التماس میکند که خدا... چرا اينجا نشستهام و دارم... که شلاق که ترس و عکس زنی در زير پل سيد خندان، رگها را کسی ببرد گره بزند دور ميدانهای ممنوعه، دور... مثال بلد نيستم بزنم اما همان میدان انقلاب، زير عکس سيدی که نمیخندد...چند ...
ادامه مطلب
یک.خبر همچون کوسهای گرسنه، میبُرد و زخم میزند و در گوشت و جان کلمات پیش میآید.دیشب که آرش آذرپناه مدام با ناباوری میپرسید: «چطور ممکن است؟ من سه روز پیش با او نیمساعت تلفنی حرف زدم.» دلم میخواست میتوانستم و امکانش بود که مشتمشت خاک بریزم روی خبر. بعد با خودم فکر کردم زندهبودن مؤلف احتمالا برخلاف مرگ مؤلف است. آنجا، اگر مخاطبی اثری از مؤلف را بخواند به محض خوانش مرگ مؤلف را رقم زده است و اینجا، تا مخاطبی خبر مرگ نویسنده را باور نکرده یا هنوز نشنیده و نخوانده باشد مؤلف زنده است.کسی که هنوز خبر را نشنیده اما دارد کتاب کوچهٔ ابرهای گمشدهاش را میخواند و با خودش میگوید: «دهنت سرویس! ...
ادامه مطلب
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا بهu200eسلامت دارش ...
ادامه مطلب
رادیو زمانه در گزارشی از بی توجهی رسانهu200eهای ایران به خودکشی خبر داد و نوشت:اسلحه، قرص، طناب، خودسوزی و مواد مخدر، ازجمله دهها ابزاری است که بشر تا به امروز برای پایان دادن به زندگی خود از آنها استفاده کرده است. خودکشی قدمتی تاریخی دارد. چگونگی برخورد با آن اما، به فرهنگ جوامع مختلف برمیگردد. شماری از مردم، خودکشی و پایان دادن به زندگی را یک «انتخاب» و «حقی انسانی» میدانند و عدهای دیگر آن را مذموم میشمارند.در رسانههای بسیاری از کشورها، نوشتن و درج «اخبار مربوط به خودکشی» و «به بحث کشیدن آن با کارشناسان مختلف»، راهی برای «آگاهسازی مر...
ادامه مطلب