آغشتهشدن به رازها مثلا فروشدن در رگهای نازک پشت پلکها مثلا لببستن به لوانی لعابی سراسیمه از خواهشی نزدیک مثلاً تاویل رگ به زندگی رگهای گلوی زنی جوان ایستاده روبهنور مثلاً آغازی ناگهانی از پوست که فرو میرود در کلمهای مهآلود از رسوخ در خیابانهای سیاه پایتخت آغازی بداهه در دستگاه شور بدایتی از همواره و هرگز مثلاً شکل قدیمی لغزش چاقو در آب زلال بحبوحهٔ هنگام و حتا ضربان خون در لحظههای تماشا در لحظههای بیان جملهٔ مرا بپوش در لحظههای بیان مرا در
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش